سفارش تبلیغ
صبا ویژن



خبرگزاری فارس: وزیر اطلاعات تأکید کرد: اخبار و اطلاعات دقیق و اسناد موثق و دقیق و قابل توجهی داریم که نشان می‌دهد بن لادن از مدتی قبل به‎دلیل بیماری اصلاً در قید حیات نبوده که آمریکایی‌ها با فرا‌فکنی ادعا می‌کنند که او را کشته‌اند.

به گزارش خبرنگار حوزه دولت خبرگزاری فارس، حجت الاسلام حیدر مصلحی وزیر اطلاعات در حاشیه جلسه امروز هیئت دولت در جمع خبرنگاران درباره آخرین اقدامات برای سرکوب گروهک‌های تروریستی اظهار داشت: در غرب کشور بحمد‌الله با اقدامات خوبی که صورت گرفت به خصوص در جریان سفر رئیس جمهور، وضعیت امنیت در این منطقه خوب است و مجموعه وزارت و قرارگاه و سایر مجموعه‌هایی که مسئولیت دارند کنترل خوبی بر گروه‌هایی که بعضی در حال انهدام کامل هستند دارند.

وی افزود: در منطقه شرق کشور هم بحمد‌الله موفقیت‌های بسیار خوبی به دست آوردیم و علی‌رغم اینکه دشمن طراحی‌هایی در موقعیت‌های مختلف دارد تسلط خوبی داریم و بحول و قوه الهی اجازه هیچ اقدامی به دشمن داده نمی‌شود.

وزیر اطلاعات در خصوص موضوع کشته شدن بن لادن توسط آمریکایی‌ها نیز اظهار داشت: اگر واقعا دستگاه نظامی و اطلاعاتی آمریکا بن لادن را دستگیر کرده‌اند یا کشته‌اند باید جنازه او را نشان دهند نه اینکه به ادعای خودشان جنازه وی را به دریا بیندازند.

مصلحی افزود: وقتی دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی ریگی (سرکرده گروه تروریستی جند الشیطان) را دستگیر کرد تصویر او را به همه مردم دنیا نشان داد و این نکته قابل توجهی است که معتقدیم آنها می‌خواستند از این طریق بیداری منطقه را تحت الشعاع قرار دهند و با دیکتاتوری رسانه‌ای که دارند فضای افکار عمومی را منحرف کنند.

وی ادامه داد: بخش قابل توجهی از این تبلیغات هم برای سامان‌دهی وضعیت انتخابات در آمریکاست و با وجود مشکلات اقتصادی که دارند و بسیار شکنده است، تلاش کردند از طریق دیکتاتوری رسانه‌ای که دارند با انحراف افکار عمومی نظر جهانیان را به سوی دیگر جلب کنند.

وزیر اطلاعات گفت: اخبار و اطلاعات دقیق و اسناد موثق و دقیق و قابل توجهی داریم که نشان می‌دهد بن‌لادن از مدتی قبل به دلیل بیماری اصلاً در قید حیات نبوده که آنها با فرا‌فکنی ادعا می‌کنند که او را کشته‌اند.

مصلحی در پاسخ به سؤالی درباره گروه‌های تروریستی غرب کشور توضیح داد گروه‌های مختلفی در غرب کشور وجود دارند که ته‎مانده‌های گروه‌هایی هستند که از اول انقلاب با نظام اسلامی مقابله داشته‌اند و فعالیت‌ها و تلاش‌های مذبوحانه‌ای دارند.

وی در پاسخ به سؤال خبرنگار فارس درباره اقدامات ته‎مانده‌های گروه جند الشیطان هم تصریح کرد: جند الشیطانی که به سرکردگی ریگی فعالیت می‌کرد دیگر وجود خارجی ندارد.

وزیر اطلاعات در پایان، جلسه امروز هیئت دولت را که به ریاست محمود احمدی نژاد رئیس جمهور برگزار شد، خوب توصیف کرد.


 

خبر
نویسنده : واحد نشریه » ساعت 10:25 عصر روز 90/2/18

 
 



آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن،آگهی وفاتش را بخواند! زمانی که برادرش لودویگ فوت شد،روزنامه ها اشتباهاً فکر کردند نوبل معروف(مخترع دینامیت) مرده است.آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را می خواند با دیدن این آگهی صفحه اول میخکوب شد:«آلفرد نوبل،دلال مرگ و مخترع مرگ آور ترین سلاح بشری مرد!»

آلفرد،خیلی ناراحت شد. با خود فکر کرد: آیا خوب است که من را پس از مرگ این گونه بشناسند؟ سریع وصیت نامه اش را درآورد. جمله های بسیاری را خط زد و اصلاح کرد.پیشنهاد کرد ثروتش صرف جایزه ای برای صلح و پیشرفت های صلح آمیز شود. امروز نوبل را نه به نام دینامیت،بلکه به نام مبدع جایزه صلح نوبل،جایزنه های فیزیک و شیمی نوبل و... می شناسیم. او امروز هویت دیگری دارد.

یک تصمیم،برای تغییر یک سرنوشت کافی است!

مرد کور

روزی مرک کوری روی پله های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود.روی تابلو خوانده می شد:«من کور هستم لطفاً کمک کنید.»

روزنامه نگار خلاقی از کنار او می گذشت؛نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد،تابلوی او را برداشت،آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد.عصر آن روز،روزنامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدم های او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید،که بر روی آن چه نوشته است؟ روزنامه نگار جواب داد: چیز خا و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم؛لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچ وقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می شد:

«امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آن را ببینم!»

وقتی کارتان را نمی توانید پیش ببرید،استراتژی خود را تغییر بدهید؛ خواهید دید بهترین ها ممکن خواهد شد؛ باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.

حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل، فکر، هوش و روحتان مایه بگذارید؛ این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید!


 

حاشیه
نویسنده : واحد نشریه » ساعت 1:41 عصر روز 90/2/16

 
 



 

مرد دیروقت،خسته از کار به خانه برگشت.دم در پسر پنج ساله اش را دید که در انتظار او بود.

-سلام بابا!یک سئوال از شما بپرسم؟

-بله حتماً.چه سئوالی؟

-بابا!شما برای هر ساعت کار چقدر پول می گیرید؟

مرد با نارحتی پاسخ داد:این به تو ارتباطی ندارد.چرا چنین سئوالی می کنی؟

-فقط می خواهم بدانم.

-اگر باید بدانی،بسیار خوب می گویم: 20 دلار!

پسر کوچک در حالی که سرش پائین بود آه کشید.بعد به مرد نگاه کرد و گفت:می شود 10 دلار به من قرض بدهید؟ مرد عصبانی شد و گفت:اگر دلیلت برای پرسیدن این سئوال فقط این بود که پولی برای خریدن یک اسباب بازی مزخرف از من بگیری کاملاً در اشتباهی.سریع به اطاقت برگرد و برو فکر کن که چرا اینقدر خود خواه هستی.من هر روز سخت کار می کنم و برای چنین رفتار های کودکانه وقت ندارم.پسر کوچک،آرام به اتاقش رفت و در را بست.مرد نشست و باز هم عصبانی تر شد:چطور به خودش اجازه می دهد فقط برای گرفتن پول از من چنین سئوالاتی کند؟

بعد از حدود یک ساعت مرد آرام تر شد و فکر که شاید با پسر کوچکش خیلی تند و خشن رفتار کرده است. شاید واقعاً چیزی بوده که او برای خریدنش به 10 دلار نیاز داشته است.به خصوص اینکه خیلی کم پیش می آمد پسرک از پدرش درخواست پول کند.

مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز کرد.

-خوابی پسرم؟

-نه پدر،بیدارم.

-من فکر کردم شاید با تو خشن رفتار کرده ام.امروز کارم سخت و طولانی بود و همه ناراحتی هایم را سر تو خالی کردم.بیا این 10 دلاری که خواسته بودی.

پسر کوچولو نشست،خندید و فریاد زد: متشکرم بابا! بعد دستش را زیر بالشش برد و از آن زیر چند اسکناس مچاله شده در آورد.مرد وقتی دید پسر کوچولو خودش هم پول داشته، دوباره عصبانی شد و با ناراحتی گفت: با اینکه خودت پول داشتی،چرا دوباره درخواست پول کردی؟ پسر کوچولو پاسخ داد: برای اینکه پولم کافی نبود، ولی من حالا 20 دلار دارم.آیا می توانم یک ساعت از کار شما را بخرم تا فردا زودتر به خانه بیایید؟ من شام خوردن با شما را خیلی دوست دارم.


 

حاشیه
نویسنده : واحد نشریه » ساعت 1:39 عصر روز 90/2/16

 
 



گروهی از فارغ التحصیلان قدیمی یک دانشگاه که همگی در حرفه خود آدم های موفقی شده بودند،به اتفاق هم به ملاقات یکی از استادان قدیمی خود رفتند. پس از خوش و بش اولیه،هرکدام از آن ها در مورد کار خود توضیح می داد و همگی از استرس زیاد در کار و زندگی شکایت می کردند.استاد به آشپزخانه رفت و با یک کتری بزرگ چای و انواع و اقسام فنجان های جور واجور،از پلاستیکی و بلور و کریستال گرفته تا سفالی و چینی و یکبار مصرف بازگشت و مهمانانش را به چای دعوت کرد و از آن ها خواست که خودشان زحمت چای ریختن برای خودشان را بکشند.پس از آنکه تمام دانشجویان قدیمی استاد برای خودشان چای ریختند و صحبت ها از سر گرفته شد،استاد گفت:اگر توجه کرده باشید تمام فنجان های قشنگ و گران قیمت برداشته شده و فنجان های دم دستی و ارزان قیمت،داخل سینی برجای مانده اند.شما هر کدام بهترین چیز ها را برای خودتان می خواهید و این نظر شما امری کاملاً طبیعی است،اما منشاء مشکلات و استرس های شما هم همین است. مطمئن باشید که فنجان به خودی خود تاثیری بر کیفیت چای ندارد.بلکه برعکس،در بعضی موارد یک فنجان گران قیمت و لوکس ممکن است کیفیت چایی را که در آن است را از دید ما چنهان کند.چیزی که همه شما واقعاً می خواستید یک چای خوش عطر و خوش طعم بود،نه فنجان. اما شما ناخودآگاه به سراغ بهترین فنجان ها رفتید و سپس به فنجان های یکدیگر نگاه می کردید.زندگی هم مثل همین چای است.کار،خانه،ماشین،پول،موفعیت اجتماعی و ... در حکم فنجان ها هستند.مورد مصرف آنها،نگهداری و دربر گرفتن زندگی است.نوع فنجانی که ما داشته باشیم،نه کیفیت جای را مشخص می کند و نه آن را تغییر می دهد.اما گاهی با صرفاً تمرکز بر روی فنجان،از چایی که خداوند برای ما در طبیع ت فراهم کرده است لذت نمی بریم.

خداوند چایی را به ما ارزانی داشته نه فنجان را. از چایتان لذت ببرید.خوشحال بودن البته به معنی اینکه همه چیز عالی و کامل است،نیست.بلکه بدین معنی است که شما تصمیم گرفته اید آن سوی عیب و نقص ها را هم ببینید.در آرامش زندگی کنید،آرامش هم درون شما زندگی خواهد کرد.


 

حاشیه
نویسنده : واحد نشریه » ساعت 1:37 عصر روز 90/2/16

 
 



 

در این شماره به سراغ اسلحه ای ساخت کشور آلمان رفته ایم. سلاح سازمانی ارتش که گلوله های762.51 mm را شلیک می کند. اسلحه ای که قدرت زیاد آن باعث شده بود تا نیروهای رژیم بعث به آن لقب توپ دستی را بدهند. با این اوصاف اسلحه ی مورد نظر چیزی جز hkg3  نیست بحث های زیادی در مورد این اسلحه ی مرگبار در بین مردم وجود دارد از جمله قدرت اسلحه گیر کردن زیاد سلاح دقت اسلحه ........آن حتی من در جایی شنیدم که با این تفنگ و با شلیک به شنی تانکها آنها را متوقف می کردند.

در این مقاله سعی شده تا با بررسی برخی از ویژگی های این اسلحه ابهامات احتمالی ذهن شما دوستان را در این زمینه برطرف کنیم.

قدرت:

چند عامل باعث افزایش قدرت G3 تا این حد شده است البته باید در نظر داشته باشید که وقتی می گوییم قدرت زیاد منظور نسبت به سلاح های هم رده ی آن است که در ادامه به برخی از این عوامل می پردازیم.

1-    کالیبر: یکی از مهمترین عواملی که تعیین کننده ی برد، قدرت و دقت سلاح است فشنگ مورد استفاده ی آن تفنگ است.G3 نیز از آن گلوله ها استفاده می کند در نبرد های امروزی ثابت شده که درگیری های شهری و نبردهای تن به تن اغلب در فواصل زیر 300 متر صورت می گیرد و این موضوع ثابت شده که برای یک سلاح هجومی (البته G3 یک سلاح هجومی به حساب نمی آید) و آن هم در نبردهای شهری به این همه قدرت نیاز نیست.

امروزه نیز در ارتش آمریکا گلوله های51× 7.62 بیشتر برای سلاح های تک تیرانداز و تیربارها به کار می رود البته قدرت زیاد چیز بدی نیست اما در هنگام استفاده از این فشنگ مجبوریم طول لوله ی بلندتری داشته باشیم و در ضمن لگد و وزن زیاد نیز مزید بر علت است.

2-    مکانیزم اسلحه: اسلحه ی ژ-3 از مکانیزم قفل غلطکی استفاده می کند که باعث افزایش قدرت آن شده، در سلاح های مسلح شونده با فشار مستقیم گاز باروت یک مشکل اساسی وجود دارد و آن هم عقب نشینی آلات متحرک قبل از خروج مرمی از لوله ی سلاح است که باعث هدررفت نیروی باروت می شود. در ژ-3 باتعبیه ی دو استوانه ی غلطکی شکل در پشت فشنگ توانستند از این مشکل جلوگیری کنند، که توضیح آن در این مجال اندک ممکن نیست.

3-    طول لوله: طول لوله در برد سلاح همان طور که در شماره ی قبل خواندید بسیار موثر است که دیگر نیازی به توضیح آن نیست.

معایب سلاح:

1-    عملکرد بد سلاح در شرایط حساس از معایب بزرگ این اسلحه ی بزرگ آلمانی است. دو عامل سر منشأ به وجود آمدن این مشکل است:

اول عدم وجود فضای کافی برای حرکت مجموع آلات متحرک سلاح باعث شده تا به محض وارد آمدن ضربه به بدنه ی سلاح و ایجاد ضایعه بر روی آن، اسلحه گیر کند و یا به طور کلی از کار بیفتد

و عامل دوم ساخت آن در شرایط بحرانی زمان جنگ و فرار مستشاران نظامی به خارج کشور که خود باعث کاهش کیفیت ساخت سلاح شد. از معایب دیگر سلاح نیز می توان به طول بلند آن، لگد زیاد و زمان طولانی لازم برای باز و بست سلاح اشاره کرد

 

در آخر نیز باید به این نکته اشاره کرد که اسلحه ی G3 دیگر به درد نبردهای امروزی نمی خورد و فعالیت هایی برای جایگزین کردن آن در حال انجام است، که یکی از محصولات این فعالیت ها ساخت سلاح خیبر است.


 

جنگ‌آموز
نویسنده : واحد نشریه » ساعت 11:20 صبح روز 90/2/5

 
 


<   <<   6   7   8   9   10      >